از سرزمین زیبای بانک ملی ایران » 1389 دسامبر

از سرزمین زیبای بانک ملی ایران

امید به سربلندی بانک ملی ایران باید بست، دل به اینکار، کمر همت باید بست

You are currently browsing the archives for اسفند, ۱۳۸۹.

سال نو مبارک

ایام به کامتان، روزگار به راهتان

شنبه ۲۸/۱۲/۱۳۸۹

اینجا کجاست؟

از در که وارد می شوی، جمعیت می بینی که مرتب و پشت گردن هم ایستاده اند، البته بصورت مختلط، منتظر می مانی، یک دقیقه ، دو دقیقه، ده دقیقه بالاخره دیگ برنج را می آورند، بوی سوختگی است یا بوی یک نوع تعفن، مشخص نیست، گرسنگی  تو را بیخیال رفتن و نخوردن می کند، غذایت را می گیری، همان بویی را می دهد که در فضا پیچیده است، اولین لقمه برنج را که می خوری علت معطلی خود را متوجه می شوی ، فقط در تعجب هستی که چگونه برنجی که خام است و نپخته است ، ته گرفته، اینجا سفره خانه بانک است، تنها جایی که علارغم تغییرات مدیریتی، نوع خدمات رسانی و کیفیت غذا ها هیچگونه تغییر نکرده است، اینجا سفره خانه بانک است، تنها جایی که علارغم انتقال به بخش خصوصی نه تنها بهبودی در شرایط برخورد با مشتریان نشده بلکه دیگر پاسخگویی هم از مسئولین را پیدا نخواهی کرد. اینجا سفره خانه بانک است مکانی که غذای مدیران ارشد را تهیه می کند، تهیه می کند؟ … بعید می دانم چرا که اگر اینگونه بود تا به حال از بیخ  و بن درش را صد مرتبه گل گرفته بودند. کاش پای بهداشت به اینجا باز می شد، کجایند سفید پوشان نظام سلامت بانک ، آنانکه سند چشم انداز منتشر کردند و رفتند

دوشنبه ۱۶/۱۲/۱۳۸۹

کار و زندگی

یکسری هستند که کار می کنند که زندگی کنند

اما کم نیستند آنانیکه زندگی می کنند که کار کنند

یکشنبه ۱۵/۱۲/۱۳۸۹

سکه

نان به نرخ روز خوردن”

با این صعود لحظه ای نرخ سکه فکر کنم توان خوردن نان هم از دست برود

چهارشنبه ۱۱/۱۲/۱۳۸۹

نوبت

هر روز نوبت یک نفر است

آنکس که خود را خارج بداند

بی نوبت به نوبتش خواهد رسید

یکشنبه ۰۸/۱۲/۱۳۸۹

پوشش

کیست که پاسخ دهد که چرا کت و شلوار واجب اما شلوار جین حرام است ؟

چهار شنبه ۰۴/۱۲/۱۳۸۹